احمد بهشتى
208
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
علم فعلى ، متبوع و علم انفعالى ، تابع معلوم است . در علم فعلى ، عالم بدون تأثّر از شىء خارجى ، صورت علمى خود را ابداع مىكند ؛ ولى در علم انفعالى ، عالم متأثّر از خارج و منفعل است و اگر شىء خارجى ، محقّق نباشد و ادراككننده را تحت تأثير خود قرار ندهد ، علم و ادراكى براى او به دست نمىآيد . شيخ الرئيس دربارهء علم حصولى انفعالى مىگويد : الصّور العقليّة قد يجوز بوجه مّا أن تستفاد من الصّور الخارجيّة . مثلا كما تستفيد صورة السّماء من السّماء ؛ صورتهاى عقلى گاهى به گونهاى است كه از صورتهاى خارجى استفاده مىشود . مانند اينكه صورت آسمان را از آسمان استفاده مىكنى . روشن است كه در ادراكهاى حسى ، حواسّ ما تحت تأثير اشياى خارجى قرار مىگيرند . بنابراين ، ادراكهاى حسى ما - اگر نگوييم هميشه - اغلب ، تحت تأثير اشياى خارجى بوده و انفعالى است . ممكن است خود نفس هم جعل صورت كند و آنرا در ادراك حسى ظاهر سازد . گاهى انسان ، صورتى را مىبيند يا صدايى را مىشنود يا محسوسهاس ديگرى را احساس مىكند كه واقعيّت خارجى ندارد . در اينگونه موارد ، نمىتوان ادراك را ادراك انفعالى ناميد ؛ بلكه ادراك انسان ، ادراك فعلى است . هنگامىكه شىءاى در برابر قوّهء بينايى قرار مىگيرد ، صورتى از آن در چشم منعكس مىشود ، گزارش آن به وسيلهء عصب رابط به مغز مىرسد و در منطقهء بينايى مغز ، فعل و انفعالى صورت مىپذيرد . در اين مرحله است كه نفس با حصول اين مقدّمات و فراهم شدن اين علل اعدادى ، صورت شىء خارجى را ابداع مىكند . به عقيدهء روانشناسان ، ما اگر همان فعل و انفعال مغزى را به وسيلهء امواج الكتريكى در مغز پديد آوريم ، چشم همان صورتهايى را كه قبلا از راه انفعال و تأثّر از شىء خارجى ديده بود ، مىبيند . بنابراين ، نبايد نام اين ادراك را ادراك انفعالى نهاد ؛